تبليغاتX
ثبت خاطرات تلخ و شیرین

سلام به همه دوستان خوب و مهربون

امیدوارم خوب و خوش باشید

چند وقتیه دلم می خواد آپ کنم اما افکارم مشغول هست ، هنوز نتونستم تصمیم درست و قطعی بگیرم!

چه تصمیمی؟

خب برام  خ   و   ا   س   ت   گ   ا   ر   اومده و دارم روی موضوع ازدواج فکر می کنم!

ترس

دلهره، اضطراب

توکل

امید به خدا

نگرانی

بی خوابی

سرسپردگی به تقدیر الهی

با همه این مسائل دارم یکجا دست و پنجه نرم می کنم، پیش خودم فکر می کنم چه خوب بود آدم از خواب بیدار می شد و می دید که با همسر ایده آلش می خواد زندگیش رو شروع کنه!

همیشه می گم خوش به حال کسانی که از این بحران گذر کردند واقعاً خوش به حالشون " خوب یا بد" از دوران بلاتکلیفی متنفرم !

درسته اجباری تو کار نبوده، خودم خواستم روی این موضوع فکر کنم پس باید پیه این چیزها رو هم به تنم بمالم، اما خداییش گرفتن تصمیم نهایی که بشه یه عمر زندگیت رو تضمین کرد کار سختیه !

فقط من نیستم که می گم ازدواج کردن سخته....

برای ازدواج کردن بیش از جنگ رفتن شجاعت لازم است . کریستین

ازدواج مثل اجرای نقشۀ جنگی است که اگر انسان یک مرتبه اشتباه نماید کارش تمام شده و دیگر جبران آن به هیچ صورت نمی شود . بورنز

من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد ، زیرا فقط در این صورت است که هرچه پیرتر شدم در نظر شوهرم عزیزتر خواهم بود . آگاتا کریستین

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون

سخته مگه نه؟

تو این چند روز بارها و بارها خسته شدم ، بارها و بارها پر از امید ، نمی دونم همه حسهای ضد و نقیض همراهم هست، هی به خودم می گم بچه سری رو که درد نمی کنه رو که دستمال نمی بندند" البته بچه ای سنش زیاد شده اما کودک درونش همچنان اکتیوه"، از جهت دیگه فکر می کنم تا آخر عمر که نمیشه تنها و یکه زندگی کرد ، یه دوست یه همراه یه شریک می تونه زندگی رو برات شیرین کنه ، از طرفی شکر خدا در دوران تجرد مشکلی ندارم که بخواد ذهنمو درگیر کنه اما خودتون بهتر از من می دونید که هرچیزی به وقتش شیرین و لذت بخشه ،حالا من با اینهمه افکار و احساس ضد و نقیض چه کنم؟

توکلم به خداست شاید ایمان ضعیفه که با وجود توکل به ذات متعال یگانه معبود بازم مضطربم!

خدایا خدایا یه بخت خوب و پسندیده نصیب همه جوانها مخصوصاً جوانهای پاک ایران زمین بفرما، به منم کمک کن تا تو این موقعیت حساس بهترین تصمیم رو بگیرم."آمین"

التماس دعا

ان شالله که سعادتمند بشید

+ نوشته شده توسط خدیجه در سه شنبه دهم آذر 1388 و ساعت 13:44 |

خدایا شکرت به خاطر اعطای روح و جسم سالم ، به خاطر داشتن پدر و مادر و دوستان خوب . می دونم که نمی تونم شکرگذار خوبی برای نعمتهای بی پایانت باشم اما ازت می خوام که توفیق عبادت بیشتر و نکردن معصیت نصیبم کنی.

خدایا فرج مولامون امام زمان(عج) نزدیک بفرما، خدایا آنی لحظه ای ما را به حال خودمان وامگذار.آمین.

جاتون حسابی خالی بود. کجا؟ خب تو شمال دیگه، حسابی خوش گذشت. من که عاشق دریام اما متأسفانه دو سالی بود که موقعیت جور نشده بود بریم منم عقده ای شده بودم و دوست داشتم 3 روز سفر رو تو آب باشم.

اینبار خوش شانسی آورده بودیم با اینکه تو فصل پاییز رفتیم شمال اما دریا آروم بود باور ندارید ؟ می تونید از قایق رانی بپرسید که ما رو سوار قایقش کرد.

کلی تو آب با توپ بازی کردیم، خلاصه خیلی خوش گذست. بازارهاشو مثل باز گیلار،کاسپین،پردیس رفتیم اما چون از لحاظ اقتصادی اوضاع روبه راه نبود نتونستم وسایلی که خوشم اومد رو خرید کنم.

تالاب گل لاله هم رفتیم اما به محض اینکه خواستیم سوار کشتی بشیم خواهرم گفت من از بوی مرداب خوشم نمیاد من نمیام، دیگه گفتیم نامردیه بنده خدا 40 دقیقه تنها بنشینه ما بریم، منصرف شدیم.

موزه دریایی و کاخ شاه رو هم تماشا کردیم ، اما عجب کاخ زیبایی بود من که عاشق مبل هاش شده بودم دلم می خواست با خودم بیارم خونمون!!!!

جای شیدا حسابی خالی بود کاش بود و تو دریا حسابی اذیتش می کردم اما نه از نوع اذیت خواهرم! IQ خانوم سر منو کرد تو آب و عینک دودیم رو آب برد مجبور شدم برم مجدداً عینک بخرم!

اونجا که بودیم زمان به تندی سپری می شد و این 3 روز مثل بقیه عمرم که داره مثل برق و باد می گذره گذشت و جمعه شب رسیدیم خونه.شنبه هم که بعد از 2 هفته خود تعطیلی به خاطر آنفولانزار رفتم کلاس خوشنویسی به استاد اصرار کردم که خیلی سختگیری نکنه که با حال زار و بیماری خوشنویسی کردم، اینم از بهانه تراشی من!!!

فقط یه توصیه اکید : خواهش می کنم خیلی مراقب سلامتیتون باشید تا دچار آنفولانزار نشید که از کار و زندگیتون عقب می مونید.

التماس دعا

شاد باشید

 

+ نوشته شده توسط خدیجه در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت 14:20 |

سلام به همه دوستان خوبم

باید بگم که امروز شکر خدا خیلی حالم بهتره ، بعد از گذشت 11 روز از مغلوب شدنم به ویروس آنفولانزا دوباره روپا شدم و تونستم این ویروس موذی رو شکست بدم.

یه توصیه اکید: خواهشاً مواظب سلامتیتون باشید چون اگه خدای نکرده مغلوب این ویروس بشید چند روزی از کار و زندگیتون ساقط می شید از من گفتن بود.

من که یه خط درمیون سرکار می رفتم به کارهای شخصیم هم نمی رسیدم از همه بدتر تبخال بود که برای اولین بار روی پیشونیم!!! درومد البته چون یکشنبه افت فشار داشتم موقع صحبت با شیدا جون به جای اینکه بگم روی چونه ام تبخال زدم گفتم روی پیشونیم شیدا هم ........!

ولی خداییش افت فشار چیز بدیه ها اصلاً انگار آدم روی زمین نیست تو فضا سیر می کنه به دکتر گفتم: خانم دکتر هرچی که هستم روی زمین نیستم رو فضام من گیجم، منگم. این روزها خیلی حواسمو جمع می کنم که دوباره فشارم افت نکنه اما باید سرکار بیام چون کارهام خیلی عقب مونده البته دلمم یه مسافرت می خواد که قراره اگه خدا بخواد امروز عصر بریم دهکده ساحلی ان شالله که جور بشه ، چون چند وقتیه مسافرت نرفتم دلم واسه شمال و آب دریا لک زده البته به احتمال 250% دریا طوفانی باشه و نشه شنا کرد اما بنظر من واسه تغییر روحیه خیلی خوبه ، خدا کنه که بریم.

قراره خانواده ام بیاد دنبالم تو محیط کار و باهم بریم خیلی دوست دارم برم!

چند وقتی بود دلم می خواست آپ کنم که نمیشد الان هم زیاد وقت شما رو نمی گیرم.

فقط یه خواهش مراقب سلامتیتون باشید تا به درد من دچار نشید.

پی نوشت: شیدا جونم دلم واسه شده اندازه سوراخ جوراب مورچه اما بدلیل وجود تبخال در پیشانی! از ملاقات با تو معذورم ، ان شالله بتونم هفته بعد بیام پیشت!

التماس دعا

شاد و تندرست باشید

 

+ نوشته شده توسط خدیجه در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 10:44 |
 

چند روزیه به آنفولانزا -البته نه از نوع A - دچار شدم اما از ظهر حس بدی دارم من تو این نود سال و اندی عمر که از خدا گرفتم تا حالا تب خال نزده بودم و تازه از استادم هم شنیدم که اگه کسی تب خال نزده باشه دیگه دچار تب خال زدگی نمیشه دعا کنید تب خال نزنم که از این یه مورد وحشت دارم!

چشمتون روز بد نبینه دوشنبه رفتم درمانگاه اینقدر شلوغ بود که نگو نپرس انگار ویروس وارد بدن همه شده من با اینهمه رعایت مسائل بهداشتی و ارتباط با افراد خانواده بلاخره مغلوب این ویروس شدم تمام عواقبش رو تحمل کردم اما حوصله تب خال زدن رو ندارم .

التماس دعا

شاد باشید

+ نوشته شده توسط خدیجه در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 14:59 |

حدیث اول :
من أحب لله و أبغض لله و أعطي لله فهو ممن كمل إيمانه .

امام جعفر صادق (ع) : هر كه براي خدا دوست دارد و براي خدا دشمن دارد و براي خدا عطاء كند ، از كساني است كه ايمانش كامل است .

     اصول كافي ، ج 3 ، ص 189


حدیث دوم :
ان المسلمين يلتقيان ، فافضلهما أشدهما حبا لصاحبه .

امام جعفر صادق (ع) : از دو مسلمان كه به هم برخورد مي كند آن كه ديگري را بيشتر دوست دارد بهتر است .
                                                                                         اصول كافي ، ج 3 ، ص 193



حدیث سوم :
جعل الخير كله في بيت و جعل مفتاحه الزهد في الدنيا .

امام جعفر صادق (ع) : همه خير در خانه اي نهاده شده و كليدش را زهد و بي رغبتي به دنيا قرار داده اند .
                                                                                     اصول كافي ، ج 3 ، ص 194
حدیث چهارم:
اذا أراد الله بعبد خيرا زهده في الدنيا و فقهه في الدين و بصره عيوبها و من أوتيهن فقد أوتي خير الدنيا و الاخرة .

امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خير بنده اي را خواهد او را نسبت به دنيا بي رغبت و نسبت به دين دانشمند كند و به دنيا بينايش سازد و به هر كه اين خصلتها داده شود خير دنيا و آخرت داده شده .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 196

حدیث پنجم:
خف الله كأنك تراه و إن كنت لا تراه فإنه يراك .

امام جعفر صادق (ع) : چنان از خدا بترس كه گويا او را مي بيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 110

حدیث ششم :
كان أميرالمؤمنين صلوات الله عليه يقول : أفضل العبادة العفاف .

امام جعفر صادق (ع) : اميرالمؤمنين عليه السلام  مي فرمود : بهترين عبادت عفت است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 125


حدیث هفتم :
قال رسول الله : من ترك معصية لله مخافة الله تبارك و تعالي أرضاه الله يوم القيامة .

امام جعفر صادق (ع) : پيامبر خدا فرمود : هر كه گناهي را براي خدا و ترس از او ترك كند خدا او را در روز قيامت خشنود گرداند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 128


حدیث هشتم :
قال الله تبارك و تعالي : ما تحبب إلي عبدي بأحب مما افترضت عليه .

امام جعفر صادق (ع) : خداوند متعال فرموده است : بنده من با چيزي محبوبتر از انجام واجبات به من دوستي نكند .
                                                                                            اصول كافي ، ج 3 ، ص 129

حدیث نهم :
العباد ثلاثة : قوم عبدوا الله عز و جل خوفا فتلك عبادة العبيد و قوم عبدوا الله تبارك و تعالي طلب الثواب ، فتلك عبادة الأجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلك عبادة الأحرار و هي أفضل العبادة .

امام جعفر صادق (ع) : عبادت كنندگان سه دسته اند : گروهي خداي متعال را از ترس عبادت كنند و اين عبادت بردگان است ، گروهي خداي متعال را به طمع ثواب عبادت كنند و اين عبادت مزدوران است . دسته اي خداي متعال را براي دوستيش عبادت كنند و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 131


حدیث دهم :
إنما خلد أهل النار في النار لأن نياتهم كانت في الدنيا أن خلدوا فيها أن يعصوا الله أبدا . و إنما خلد أهل الجنة في الجنة لأن نياتهم كانت في الدنيا أن لو بقوا فيها أن يطيعوا الله أبدا ، فبالنيات خلد هؤلاء و هؤلاء . ثم تلا قوله تعالي : " قل كل يعمل علي شاكلته " قال : علي نيته .

امام جعفر صادق (ع) : اهل دوزخ از اينرو در دوزخ جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا جاودان باشند هميشه نافرماني خدا كنند و اهل بهشت از اينرو در بهشت جاودان باشند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقي بمانند هميشه اطاعت خدا كنند پس اين دسته و آن دسته به سبب نيت خويش جاوداني شدند ، سپس قول خداي تعالي را تلاوت نمود : بگو هركس طبق طريقه خويش عمل مي كند . فرمود : يعني طبق نيت خويش .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 135 - 136


حدیث یازدهم :
لا تكرهوا إلي أنفسكم العبادة .

امام جعفر صادق (ع) : عبادت را به خود مكروه و ناپسند نداريد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 137


حدیث دوازدهم :
ان الله عز و جل إذا أحب عبدا فعمل قليلا جزاه بالقليل الكثير.

امام جعفر صادق (ع) : چون خداي تعالي بنده اي را دوست دارد و او عمل كوچكي انجام دهد ، خدا او را پاداش بزرگ دهد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 137 – 138


حدیث سیزدهم :
الصبر رأس الايمان .

امام جعفر صادق (ع) : صبر سر ايمان است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 140


حدیث چهاردهم :
ثلاث من علامات المؤمن : علمه بالله و من يحب و من يبغض .

امام جعفر صادق (ع) : سه چيز از علامات مؤمن است : شناختن خدا و شناختن دوستان و دشمنان خدا .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 192

حدیث پانزدهم :
من ابتلي من المؤمنين ببلاء فصبر عليه ، كان له مثل أجر الف شهيد .

امام جعفر صادق (ع) : هر مؤمني به بلائي گرفتار شود و صبر كند ، اجر هزار شهيد براي اوست .

 حدیث شانزدهم :
محمد بن سليمان الديلمي عن أبيه قال : قلت لابي عبدالله - عليه السلام - فلان بن عبادته و دينه و فضله ! فقال : كيف عقله ؟ قلت : لا أدري : فقال : ان الثواب علي قدر العقل .

امام جعفر صادق (ع) : سليمان ديلمي مي گويد : به امام صادق - عليه السلام - عرض كردم فلاني در عبادت و ديانت و فضيلت چنين و چنان است . فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمي دانم . فرمود : پاداش به اندازه عقل است .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 12


حدیث هفدهم :
أكمل الناس عقلا أحسنهم خلقا .

امام جعفر صادق (ع) : عاقل ترين مردم خوش خلق ترين آنهاست .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 27


حدیث هیجدهم :
قال رسول الله (ص ) : إنا معاشر الانبياء أمرنا أن نكلم الناس علي قدر عقولهم .

امام جعفر صادق (ع) : پيامبر خدا (ص ) فرموده است:ما گروه پيامبران مأموريم كه با مردم به اندازه عقل خودشان سخن بگوئيم .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 27


حدیث نوزدهم :
قال رجل له - عليه السلام - ما العقل ؟ قال : ما عبد به الرحمن و اكتسب به الجنان . قال : قلت : فالذي كان في معاوية ؟ فقال : تلك النكراء ، تلك الشيطنة ، وهي شبيهة بالعقل ، و ليست بالعقل .

امام جعفر صادق (ع) : شخصي از امام صادق - عليه السلام - پرسيد عقل چيست ؟ فرمود : چيزي است كه به وسيله آن خدا پرستش شود و بهشت بدست آيد . آن شخص گويد : گفتم پس آنچه معاويه داشت چه بود ؟ فرمود : آن نيرنگ است ، آن شيطنت است ، آن نمايش عقل را دارد ، ولي عقل نيست .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 11


حدیث بیستم :
عبدالله بن سنان قال : ذكرت لابي عبدالله - عليه السلام - رجلا مبتلي بالوضوء و الصلاة و قلت : هو رجل عاقل ، فقال : أبو عبدالله و أي عقل له و هو يطيع الشيطان ؟ فقلت له : و كيف يطيع الشيطان ؟ فقلت له : سله هذا الذي يأتيه من أي شيء هو ؟ فانه يقول لك من عمل الشيطان .

امام جعفر صادق (ع) : ابن سنان گويد به حضرت صادق - عليه السلام - عرض كردم : مردي هست عاقل كه گرفتار وسواس در وضو و نماز مي باشد : فرمود چه عقلي كه فرمانبري شيطان مي كند ؟ گفتم : چگونه فرمان شيطان مي برد ؟ فرمود از او بپرس وسوسه اي كه به او دست مي دهد از چيست ؟ قطعا به تو خواهد گفت از عمل شيطان است .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 13


حدیث بیست و یک :
قال - عليه السلام - : قال رسول الله : يا علي لا فقر أشد من الجهل ، لا مال أعود من العقل .

امام جعفر صادق (ع) : پيامبر خدا فرموده است : اي علي هيچ تهيدستي سخت تر از ناداني و هيچ مالي سودمندتر از عقل نيست .

                                                                                                اصول كافي ، ج 1 ، ص 30


حدیث بیست و دو :
ليس بين الايمان و الكفر الا قلة العقل قيل : و كيف ذاك يا ابن رسول الله ؟ قال : إن العبد يرفع رغبته الي مخلوق فلو أخلص نيته لله لأتاه الذي يريد في أسرع من ذلك .

امام جعفر صادق (ع) : ميان ايمان و كفر فاصله اي جز كم عقلي نيست . عرض شد : چگونه اي پسر پيغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق مي شود ، در صورتي كه اگر با خلوص نيت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزديكتر از آن وقت به او رسد .

                                                                                         اصول كافي ، ج 1 ، ص 32 – 33


حدیث بیست و سه :
اذا أراد الله بعبد خيرا فقهه في الدين .

امام جعفر صادق (ع) : چون خدا خير بنده اي خواهد ، او را در دين دانشمند كند .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 39


حدیث بیست و چهار :
ليس بين الايمان و الكفر الا قلة العقل قيل : و كيف ذاك يا ابن رسول الله ؟ قال : إن العبد يرفع رغبته الي مخلوق فلو أخلص نيته لله لأتاه الذي يريد في أسرع من ذلك .

امام جعفر صادق (ع) : ميان ايمان و كفر فاصله اي جز كم عقلي نيست . عرض شد : چگونه اي پسر پيغمبر ؟ فرمود : بنده خدا در حاجت خود متوجه مخلوق مي شود ، در صورتي كه اگر با خلوص نيت متوجه خدا شود آنچه خواهد در نزديكتر از آن وقت به او رسد .

اصول كافي ، ج 1 ، ص 32 - 33


حدیث بیست و پنج :
طلب العلم فريضة .

امام جعفر صادق (ع) : كسب دانش واجب است .

 

حدیث بیست و ششم :
من زار أخاه في الله قال الله عز و جل : إياي زرت و ثوابك علي و لست أرضي لك ثوابا دون الجنة .

امام جعفر صادق (ع) : هر كسي كه براي خدا از برادرش ديدن كند ، خداي متعال فرمايد : مرا ديدن كردي و ثوابت بر من است و به ثوابي جز بهشت برايت خرسند نيستم .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 255


حدیث بیست و هفتم :
تصافحوا فإنها تذهب بالسخيمة .

امام جعفر صادق (ع) : با يكديگر مصافحه كنيد ، زيرا مصافحه كينه را مي برد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 264


حدیث بیست و هشتم :
لا يقبل رأس احد و لا يده إلا رسول الله أو من اريد به رسول الله صلي الله عليه و آله .

امام جعفر صادق (ع) : نبايد سر يا دست كسي بوسيده شود مگر دست پيامبر خدا صلي الله عليه و آله يا كسي كه از او پيامبر خدا صلي الله عليه و آله قصد شود .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 267


حدیث بیست  و نهم :
شيعتنا الرحماء بينهم ، الذين اذا خلوا ذكروا الله .

امام جعفر صادق (ع) : شيعيان ما با يكديگر مهربانند ، چون تنها باشند خدا را ياد كنند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 268


حدیث سی ام :
من أحب الاعمال الي الله عز و جل إدخال السرور علي المؤمن : اشباع جوعته أو تنفيس كربته أو قضاء دينه .

امام جعفر صادق (ع) : از جمله دوست داشتني ترين اعمال نزد خداي متعال شادي رسانيدن به مؤمن است و سير كردن او از گرسنگي ، يا رفع گرفتاري او يا پرداخت بدهيش .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 276


حدیث سی و یک ام :
قال عن سدير قال : قلت له - عليه السلام - هل يجزي الولد والده ؟ فقال : ليس له جزاء إلا في خصلتين يكون الوالد مملوكا فيشتريه ابنه فيعتقه أو يكون عليه دين فيقضيه عنه .

امام جعفر صادق (ع) : سدير گويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : آيا فرزند مي تواند پدرش را پاداش دهد ؟ فرمود : پاداشي براي پدر نيست جز در دو صورت : پدر برده باشد و پسر او را بخرد و آزاد كند،پدر بدهي داشته باشد و پسر آن را بپردازد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 237


حدیث سی و دوم :
شرف المؤمن قيام الليل و عزه استغناؤه عن الناس .

امام جعفر صادق (ع) : شرافت مؤمن به شب زنده داري و عزتش به بي نيازي از مردم است .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 218


حدیث سی و سوم :
قيل له - عليه السلام - اي الاعمال أفضل ؟ قال : الصلاة لوقتها و بر الوالدين و الجهاد في سبيل الله عز و جل .

امام جعفر صادق (ع) : به امام صادق عليه السلام عرض شد . كدام اعمال بهتر است ؟ فرمود : نماز در وقت و نيكي با پدر و مادر و جهاد در راه خداي متعال .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 231


حدیث سی و چهارم:
مثل الدنيا كمثل ماء البحر كلما شرب منه العطشان ازداد عطشا حتي يقتله .

امام جعفر صادق (ع) : دنيا مانند آب درياست كه هر چه شخص تشنه از آن بيشتر آشامد ، تشنگيش بيشتر شود تا او را بكشد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 205


حدیث سی و پنجم :
من رضي من الله باليسير من المعاش رضي الله منه باليسير من العمل .

امام جعفر صادق (ع) : هر كه به يك زندگي ساده از خدا راضي باشد خدا هم به عمل اندك او راضي شود .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 207


حدیث سی و ششم :
إن كان ما يكفيك يغنيك فأدني ما فيها يغنيك و إن كان ما يكفيك لا يغنيك فكل ما فيها لا يغنيك .

امام جعفر صادق (ع) : اگر اندازه كفايت ، بي نيازت كند ، كمترين چيز دنيا بي نيازت كند و اگر اندازه كفايت بي نيازت نكند ، هر چه در دنيا هست بي نيازت نكند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 209


حدیث سی و هفتم :
لا تستقل ما يتقرب به إلي الله عز و جل و لو شق تمرة .

امام جعفر صادق (ع) : چيزي كه مايه تقرب به خداي متعال است كوچك مشمار ، اگر چه پاره خرمايي باشد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 212


حدیث سی و هشتم :
اذا هممت بشي ء من الخير فلا تؤخره ، فان الله عز و جل ربما أطلع علي العبد و هو علي شيء من الطاعة فيقول : و عزتي و جلالي لا أعذبك بعدها أبدا و اذا هممت بسيئة فلا تعملها فانه ربما اطلع الله علي العبد و هو علي شيء من المعصية فيقول : و عزتي و جلالي لا أغفر لك بعدها أبدا .

امام جعفر صادق (ع) : وقتي اراده كار خيري نمودي تأخيرش مينداز زيرا خداي متعال گاهي بر بنده مشرف مي شود كه او مشغول طاعتي است ، پس مي فرمايد : به عزت و جلالم سوگند كه تو را پس از اين هرگز عذاب نكنم و چون اراده گناهي كردي انجام مده ، زيرا گاهي خدا بر بنده مشرف مي شود كه او معصيتي انجام دهد ، پس مي فرمايد : به عزت و جلالم كه تو را بعد از اين ديگر نخواهم آمرزيد .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 213


حدیث سی و نهم :
لو يعلم المؤمن ما له من الأجر في المصائب لتمني أنه قرض بالمقاريض .

امام جعفر صادق (ع) : اگر مؤمن پاداشي را كه براي مصيبتها دارد بداند ، آرزو مي كند كه او را با قيچي تكه تكه كنند .

اصول كافي ، ج 3 ، ص 354


حدیث چهلم :
سئل النبي (ص ) : ما كفارة الاغتياب قال : تستغفر الله لمن اغتبته كلما ذكرته .

امام جعفر صادق (ع) : از پيغمبر پرسيدند : كفاره غيبت چيست ؟ فرمود : براي آن كس كه غيبتش كردي هر زمان به يادش افتادي از خدا طلب آمرزش كني .

اصول كافي ، ج 4 ، ص 61

+ نوشته شده توسط خدیجه در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 و ساعت 10:29 |